سهی اندیش را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

 

By Kendra Cherry

Psychology Expert

 

خود-پنداره مفهوم و برداشتی است که ما از خود داریم. این مفهوم از خود می تواند بسته به تاثیراتی که از تجربه های مراحل رشدی بدست آورده ایم، مثبت ، منفی یا ترکیبی از هر دو باشد. استراتژِیهایی وجود دارد که ممکن است خود-پنداره را حفظ و یا ارتقا بخشد. گاهی این راهکارهای خود-یاری سودمند هستند، اما گاهی می توانند اشکالاتی جدی نیز داشته باشند.

به عنوان مثال ، شما ممکن است قربانی اعتقادات و تعصباتی شوید که عزت نفس شما را به قیمت واقعی دیدن وقایعی که جای تامل دارد، تقویت کند. در موارد دیگر ، ممکن است درگیر رفتارهایی باشید که باعث تقویت عزت نفس شما در کوتاه مدت می شود، اما به شانس موفقیت شما در دراز مدت صدمه بزند. بیایید چند مورد از رایج ترین راهبردهای خود-یاری را که مردم برای تقویت خودپنداره مورد استفاده قرارمی دهند ، بررسی کنیم.

 

باورهای خود یاری:

یکی از روشهای ابتدایی که باعث می شود افراد خودپنداره مثبتی داشته باشند ، این باور است که آنها بیشترخوش شانس هستند و بیشترحوادث خوشایند را تجربه می کنند، تا تجربه حوادث ناخوشایند را. رواشناسان اجتماعی این روش را خوش بینی غیر واقعی بینانه یا "تعصب خوش بینی" می نامند. آنها نه تنها نسبت به همتایان خود کمتر احتمال می دهند حادثه منفی ای مثل طلاق، ورشکستگی، یا بیماری جدی را  تجربه کنند، بلکه خود را دارای ویژگی های شخصیتی مثبتی مثل مهربانی ، قابل اعتماد بودن، باهوشی و بلوغ می دانند.

ما چطور چنین دیدگاه خوش بینانه ای از خود را مدیریت می کنیم، در حالی که ممکن است واقعیت چیز دیگری به ما بگوید؟ محققین می گویند ما نه تنها تمایل داریم که ویژگی های خود را مثبت ببینیم، بلکه اطلاعاتی را مورد توجه قرار می دهیم که این دیدگاه را تایید می کند. به عنوان مثال ، افرادی که مایلند شب تا دیروقت بیدار بمانند، بیشتر به مقالاتی که بیان می کنند شب زنده داران خلاق ترو باهوش ترهستند، توجه می کنند. 

 

رفتارهای خود یاری:

از آنجایی که افراد انگیزه دارند تا دیدگاه مثبتی نسبت به خود داشته باشند ، اغلب درگیر رفتارهایی می شوند که برای حمایت از این دیدگاه ها طراحی شده اند. یکی از این موارد به عنوان "خود امتیاز دهی" شناخته می شود. این استراتژی بدین شکل عمل می کند که فرد ناآگاهانه موانعی در مسیر موفقیت ایجاد می کند که اگر شکست خورد، این موانع را مقصر دانسته و مورد سرزنش قرار دهد. به عنوان مثال دانشجویی که شب قبل از امتحان به جای در خانه ماندن و درس خواندن، تا دیر وقت با دوستانش بیرون می رود وقتی روز امتحان نتیجه خوبی بدست نیاورد، خود را به خاطر فعالیتهای شب قبل از امتحان مورد سرزنش قرار می دهد، به جای قدرت یادگیری کمتر.

 

مقایسه های خود یاری:

یکی از روشهایی که برای شناخت خود بکار می بریم فرایند "مقایسه اجتماعی" است . با مقایسه کردن افکار، نگرش ها ، ایده ها و توانایی های خود با کسانی که بیشترین شباهت را با ما دارند، تصویری از خود در این که در گروه های همتا و درارتباط با دیگران چگونه هستیم، می سازیم. گاهی خود را با کسانی که از ما بهتر هستند مقایسه می کنیم، که "مقایسه اجتماعی رو به بالا" شناخته می شود. وقتی در گیر چنین فرایندی می شویم، ممکن خود را پایین تر در نظر بگیریم و دنبال راهی برای رشد مان بگردیم تا شبیه افراد پیرامونمان بشویم. در حالی که درمقایسه خود با کسانی که ارزششان را از خودمان پایین تر می بینیم " مقایسه اجتماعی روبه پایین" ، راهی است برای حفظ احساس برتری و خودپنداره مثبت.

برای مثال تصور کنید تازه در یک تیم محلی بیسبال ثبت نام کرده اید، وبه این دلیل که تا کنون در ورزش فرد توانمندی نبودید، احساس نگرانی دارید. در طی اولین تمرین ، متوجه می شوید که در حال مقایسه توانایی خود با دیگر هم تیمی های خود هستید که  مهارت کمتری دارند. به این ترتیب بیشتر احساس می کنید ماهر هستید. احتمالا بهترین بازیکن بیسبال نیستید، اما بهتر از سایر بازیکنانی هستید که خود را با آنها مقایسه کردید.

 

تعصبات خود یاری:

افراد همچنین دارای بعضی تعصبات شناختی داخلی هستند که به یک خودپنداره مثبت کمک می کنند. وقتی به حوادث گذشته نگاه می کنیم ، تمایل داریم خود را بهتر از آنچه بودیم، ببینیم. فرضا اگر سعی می کنید معدل خود در دبیرستان را به یاد بیاورید، احتمالا نمره ای کمی بیشتر از آنچه واقعا گرفته بودید را حدس می زنید.

تعصب خودیاری دیگر این است که می خواهیم باور کنیم اکثریت مردم افکار، دیدگاه ، و رفتارهایی مثل ما دارند. پدیده ای که به عنوان "اثر خطای جمعی"  شناخته شده است. با این باور که تعداد کثیری از مردم شبیه ما هستند، خودمان را متقاعد می کنیم  که فردی نرمال و یا حتی محبوب هستیم.

تعصب دیگر خطای "اسناد به خود" است . پدیده ای که به عنوان تعصب خودیاری شناخته شده است . محققین دریافته اند که مردم وقتی شکست میخورند مایلند عوامل بیرونی را سرزنش کنند. به عنوان مثال وقتی دانش آموزی امتحان میان ترم را مورد انتقاد قرار می دهد،  ممکن است یک معلم بی عرضه ، همکلاسی پرسروصدا، یا هم اتاقی پریشان را مورد سرزنش قرار دهد. در نقطه مقایل ، "موفقیت "به احتمال بیشتر به ویژگی های درونی نسبت داده می شود. وقتی دانش آموز مشابهی امتحان پایانی را با موفقیت به پایان می رساند، احتمالا سخت کوشی و باهوشی خود را در بدست آوردن نتیجه معتبر می داند.

 

مترجم : مهناز مرادی ( روانشناس- زوج درمانگر)

مطالب ما را در تلگرام و اینستاگرام مرکز دنبال کنید

@sahiandishe

#sahiandish_moshavere